
سلام بامداد هشتمین روز ماه رمضان سال ۱۴۰۱ هست که مینویسمزمانی که پنجمین سال دانشجویی ام در حال اتمامه و هر روز دارم به اینترنی نزدیک تر میشماین دو سال اخیر خیلی سریع گذشت، انقدر سریع که فرصت نداد بعضی از تغییرات را هضم کنمبه پروفایل تلگرام همکلاسی هایم نگاه میکنم و تغییراتشون مو به تنم سیخ میکنههر روز داف تر از دیروز...
ادامه مطلب
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت دستهایم خالی......واژه هایم بی صدا و چشمهای غرق خاموشی.....خدایا میشود نگاهم کنی؟؟؟؟ نگاهت را در زندگی کم دارم.... کشتزارم بی محصول است امسال اما....هنوزم با امید به باران رحمتت زنده ام........
ادامه مطلب