دل بسته ی مهر....
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 5:40
دل بسته ام به پاییز شای اینبار.... سر مهر بیایی xa0
بعضی وقتا.........
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:13
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت xa0 دستهایم خالی......واژه هایم بی صدا و چشمهای غرق خاموشی.....خدایا میشود نگاهم کنی؟؟؟؟ نگاهت را در زندگی کم دارم.... کشتزارم بی محصول است امسال اما....هنوزم با امی...
ماجرای این زمین لعنتی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:13
سلام منظورم از این زمین لعنتی، این زمین خاکی نیست..نه....منظورم درس زمین پیش دانشگاهی است... آقا به حدی مطالب چرت و حتی پرت داره که اگه یبار بخونیش ترجیح میدی تا ابد یه جایی بذاریش که حتی نگاهتم بهش نیفته... امتحان ترم اولو یادم نمیره...با ناچاری خاصی داشتم زمین میخوندم....یادمه دو دور یا سه دور خون...
تموم شد....
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
سلام... ........... اصلن نمیدونم چی بگم.....فقط تموم شد... استرس...شب بیداری...چشمای عینکی...همه در عرض ۴ ساعت و ده دقیقه تموم شد....خودم هنوز گیجم...شام رو سریع میخورم که برم پای درس...تا در اتاق میرم بعد یهو یادم میفته که....اععع...من که فعلا درسی ندارم...هنوز باورم نشده....به اون زندگی کنکوری عاد...
بازم سلام....
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
از هر چه که بگذریم سخن خودم خوشتر است... xa0 همین موقع ها بود پارسال که یه شعر نوشتم..... مینوازد مهتاب....تار تار شب تار می نویسد به نسیم خط زیبای بهار... xa0راستی....نامه عاشق به که بود که درین تنگ غروب....سر به مهر آمده از ابر فرود دوش رخ زیبای تو در یادم بود تا به نظر آمدی ای دوست سفید کاغذم تر ...
تغییر جدید
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
سلام.... اول از همه روز پیوند آسمانی امام علی (ع) حضرت فاطمه (س) رو به همه ی دوستاران و پیروان ولایت تبریک میگم.....به امید اینکه تمام جوُونای کشورمون طعم زندگی پاک و بی آلودگی رو تجربه کنن و راه این بزرگان رو الگو قرار بدن....xa0 راستش دلم گرفته بود که اومدم اینجا تا با در و دیوار وبلاگم گپ بزنم......
Unflexibility
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
آهههههه....خدای من چرا اینقد کنار گذاشتن عادتای بد سخته و تازهههه بدست اوردن عادتای خوب سخت تر برام دعا کنید
اهای دختر آشوب......
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
جهان چیزی شبیه موهای توست، سیاه و سرکش و پیچیده خیال کن چه بیبختم من! که به نسیمی حتی جهانم آشوب میشود
بالاخره کسی پیدا میشود تو را بخواند....
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:12
امروز، بهترینِ خودش بود.....خیلی بهم خوش گذشت..... اینکه بعد از مدتها از خونه زدم بیرون.....با عموی دوست داشتنی ام همراه شدم....و زدم به کوه و جنگل.... اونم نه هر جنگلی....جنگل انبوه.....از اون جنگلایی که درختاش تمام قد، در برابرِ تو قد علم کردند و نمیذارن جز اونا چیزی و رو ببینی و به چیزی توجه کنی....